باران نفس مامان و باباشباران نفس مامان و باباش، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره

نخودی من و باباش

اولین روز مرداد

1395/5/5 15:02
نویسنده : مریم و حمید
521 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختر گلم

جمعه اولین روز مرداد ماه گرمترین روز زمین شناخته شد

برای ما روز سختی بود وقتی با بابا برا خرید رفتین سومر مارکت موقع عبور از کوچه همینطور که دستت تو دست بابا بود بر میگردی وسط کوچه و همون موقع ماشین از رو پای کوچیکت رد شد 

بابا حمید خیلی ترسیده بود سریع برده بود درمانگاه ولی رادیولوزی تعطیل بود وقتی تو اون حالت اوند خونه شوکه شدم سریع لباس پوشیدم رفتیم بیمارستان صارم عکس گرفتیم دکتر عمومی گفت مشکلی نیست خیالمون راحت شد ولی درد واشتی پاهاتو زمین نمیزاشتی

از صبحش علایم سرماخوردگی ت شروع شده بود و هی بدتر میشدی شبش تا صبح تو تب سوختی با پاشویه و استامینوفن کنترل کردم فرداش برای اطمینان بردم دکتر ارتوپد تا عکس پاتو دید گفت شکسته نمی دونی چه حالی شدم به بابا گفتم قرار شد عصر یه دکتر دیگه ببریم نظر دکتر عصر هم همین بود استخون رو پات درامتداد شصت ت شکسته بود پاتو تا زیز زانو گچ گرفتیم ویروس سرماخوردگی و تب حسابی ضعیفت کرده بود سه روز و شب خیلی سخت برای هر سه تامون بود تا خوب شدی

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)